گاهی دلم برای دوستانم تنگ میشه
هیچ وقت هیچ کدومشون رو فراموش نمی کنم
شکل ها وقیافه ها می مونه توی خاطرم حرفاشون کارهاشون خنده هامون همه چیز مدام توی ذهنم می چرخه و می چرخه
شاید اونا منو فراموش کرده باشند شاید هم نه
ذهنم همه جا می چرخه دلم حتی برای رفتگانم هم تنگ میشه
چطور میشه که مرگ میاد و یکی رو می بره حتی نمیشه خداحافظی کرد
دلم خیلی گرفته .درسته که من نباید گریه کنم
ولی دلم گرفته دلم تنگ میشه برای همه چیز .
این ثانیه ها وقت ها که داره می گذره تیک تاک تیک تاک عمرمون هست
وقتی این نوشته به پایان برسه یعنی این ساعت به پایان رسیده یعنی ثبت میشه و میره توی خاطره ها اندوه و بغض امشب منم میره توی خاطره ها و توی هوا ناپدید میشه.
نمی دونم علم می گه ما وجود داریم و الان که این نوشته رو می نویسم وجود دارم ولی لحظه ای بعد فکر می کنم که و جود ندارم انگار هیچ وقت نیستم و نبودم.
کاش ادم ها همدیگرو دوست داشته باشند کاش هیچ وقت ادم های که همو می شناسند از همدیگر جدا نشوند
کاش میشد که اینقدر تکنولوژی پیشرفت میکرد که ادم می رفت توی عکس ها و خاطره های گذشته و دیگه هم برنمی گشت.
کاش کاش...
برچسب:
نویسنده: کسری باقری